3.19.2006

داريوش، پليس دريايي خليج فارس را تاسيس كرد
مطالعات يك استاد تاريخ باستان نشان مي دهد كه داريوش براي تامين و تقويت امنيت خليج فارس، دستور تهيه نقشه آن
را صادر كرد و بعدها همين نقشه مبناي شكل گيري پليس دريايي شد
ميراث خبر: ايراني ها پيش از هخامنشيان سعي داشتند خليج فارس را مكاني امن و آرام نگاه دارند. امنيت خليج فارس براي بازرگانان حياتي بود. حتي تجار اگر راهشان هم دور مي شد از درياي امن فارس مي آمدند تا كالا هايشان سالم به مقصد برسد و دزدان دريايي به كالاهايشان نزند.اردشير خداداديان دكتراي تاريخ باستان دانشگاه شهيد بهشتي درباره امنيت خليج فارس مي گويد: «از زمان هخامنشيان كشتيراني در درياي پارس وجود داشت. خليج فارس از همان زمان هم راه ارتباطي شرق به غرب بود. بزرگراه شاهي آن زمان از آسياي صغير تا شوش ادامه پيدا مي كرد و از شوش هم تا خليج فارس متصل مي شد. اين راه 2650 كيلومتر طول داشت. » خداداديان اهميت امنيت درياي پارس براي داريوش را چنين توصيف مي كند.« داريوش، اسكيلاكس اهل كاريز را مامور كرد تا از خليج فارس و اقيانوس هند تا درياي آفريقا را درنوردد و نقشه خليج فارس را تهيه كند. همه گمان مي كنند كه داريوش اين نقشه را براي لشگر كشي هايش مي خواسته اما اين نقشه ها بيشتر براي استفاده تجار و بازرگانان بود. اين نقشه ها تهيه شد تا نيرويي كه به عنوان پليس دريايي امروزه شناخته شده است در درياي پارس مستقر و امنيت و آرامش در راههاي دريايي خليج فارس برقرار شود. آنها يا در سواحل دريا مستقر مي شدند يا با كشتي و قايق مدت ها در دريا به سر مي بردند.»پس از داريوش هم همه اقوام دنيا در پي دستيابي به اين دريا بودند. در دوره اسكندر مقدوني نئارخ يوناني كار اسكيلاس را بار ديگر انجام داد. او افسر اسكندر بود و در فنون دريايي تبحر داشت. او با ناوگاني كه در اختيار داشت تا خليج فارس آمد و به نيروهاي اسكندر پيوست. نئارخ در مكتوباتش سواحل درياي پارس را زيبا و دلنشين توصيف كرده است. شعار تجار آن زمان هم اين بود كه خليج فارس نه تنها آبش آرام و دور از تلاطم است بلكه خود نيز آرام و امن است.مورخي به نام "كلينيوس كوچك" هم خود به خليج فارس آمد و بي آنكه نئارخ را بشناسد حرف هاي اورا زده و از آبهاي درياي فارس به عنوان آبهايي آرام و با امنيت نام برده است. خداداديان دليل حمله يوناني ها به ايران را راهيابي به خليج فارس مي داند. «كساني كه گمان مي كنند يوناني ها به دليل تبليغ فرهنگ هلينيسم به ايران آمدند در اشتباهند. فقط آمريكا در اين زمان نيست كه مي خواهد به اين آب ها دسترسي داشته باشد. يوناني ها از زمان هخامنشيان به اين خليج دلبسته بودند. يوناني ها براي پيشرفت اقتصاد كشورشان مجبور بودند كه به آبهاي خليج فارس راه پيدا كنند.» يوناني ها مي خواستند كالاهاي مصرفي خود را از شرق و از راه شاهي به كشورشان انتقال دهند. آنها كالاهايشان را از راه شاهي به سواحل درياي پارس مي فرستادند تا با كشتي آنها را به كشورشان بفرستند. خداداديان درباره تغيير نام اين خليج مي گويد:«منابع بسيار كهن يوناني پيش از هخامنشيان از درياي پارس اسم برده است. سارگون اول آشوري مي گويد "من مي خواهم از شمال تا جنوب بين النهرين را بگيرم و شمشير خونينم را در آبهاي خليج فارس فرو ببرم."« ‌اين نكته را هميشه از من پرسيده اند كه آنهايي كه عناوين ديگري به كار مي بردند چه قصدي دارند. بايد گفت كه آنها خود به خوبي مي دانند كه اين خليج، فارسي است اما اسم مجعول ديگري را به كار مي برند. آنها يا ناآگاهانه يا مغرضانه اين نام ها را به كار مي بردند. تازه از دانشگاه برلن آلمان فارغ التحصيل شده بودم. در هفتمين همايش باستان شناسي ايران، ايرانشناس و شرق شناس دانشگاه هامبورگ، "وولف گانگ لينس"تغيير نام خليج فارس را غير علمي و ابلهانه و آن را نشان از تزوير در تاريخ دانست.استاد دانشگاه شهيد بهشتي، تاريخ را قالبي مي داند كه تغيير عناوين در آن قالب كار آساني نيست.تاريخ درست در زمان خودش اين نام جاودانه را تحت عنوان خليج فارس ثبت كرده است. در منابع لاتيني خليج فارس با نام " ماري پرسي كوم "، در منابع يوناني "سينوس پرسيكوس"، امروزه هم كه آلمان ها آن را "پرزيشا گلف" مي نامند.